m
به کانال تلگرام ما بپیوندید
به کانال تلگرام ما بپیوندید
بالا

وبلاگ

۱۴-نشست انتقال تجربه, مهندس شهرام شکوری(مدیرعامل و موسس شرکت طرفه نگار)

مهندس شهرام شکوری
( مدیرعامل و موسس شرکت طرفه نگار)
تحصیل کرده در رشته مدیریت انتقال تکنولوژی در مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه علم و صنعت ایران

کارآفرینی به شخصیت فرد بر می گردد و علاقه در تعیین مسیر راه مهم است….

 

خلاصه مهم ترین بخش از سخنرانی ایشان:
فاصله یک ساله بین دیپلم تا سربازی را در یکی از قسمت های بانک کشاورزی کار می کردند. بعد با همان مدرک دیپلم به سربازی رفتند و مدت ۲ سال در ۵ تا ۶ شرکت و فروشگاه کار حسابداری انجام دادند بعد به این نتیجه رسیدند که راهشان این نیست، چند ماه درس خواندند و سپس مجددا وارد بازار شدند. رشته کامپیوتر دانشگاه آزاد قزوین پذیرفته شدند و در آنجا هم درس خواندند هم ورزش )جودو( کردند، در یک سردخانه کار پاره وقت اداری پیدا کردند و سال سوم دانشگاه بود که همراه چند نفر از دوستانشان به فکر افتادند که نرم افزار حسابداری تولید کنند. در ابتدا روی database کار کردند. که مختص یک شرکت خاص بود ولی همیشه فکر می کردند که ۲ سال سربازی و ۲ سال بازار گپی در زندگی ایشان است اما بعدا متوجه شدند که تجربه دو سال بازار خیلی به کارشان آمد.

نرم افزار خود را در سال ۶۷۳۶ ، با ۶۱ ساعت برنامه نویسی در شبانه روز، انجام دادند. سال ۱۳۷۶ هم فارغ التحصیل شدند و یک سال قبل از فارغ التحصیلی در سال ۱۳۷۸ ، شرکت خود را همراه شرکا ثبت کردند که در آن زمان، نرم افزارشان ۲۵۰۰۰۰ تومان قیمت گذاری شد که هر شش ماه یک نسخه فروش می رفت اما قیمت را به ۲۵۰۰۰ تومان کاهش دادند. نرم افزار ایشان تحت ویندوز بود. نرم افزار را با توجه به نیاز بازار و دو سال تجربه کارشان در بازار نوشتند.
 
شرکت با سه نفر و در یک اتاق ۶۵ متری در یک دفتر بیمه، شروع شد. در حال حاضر، ۲۵۰ شغل را این نرم افزار پوشش می دهد و این مورد شایستگی محوری نرم افزارشان است. با حداقل امکانات کار را شروع کردند، در بحث کارآفرینی سرمایه بسیار اهمیت ندارد و سایر موارد مهم تر است. 
امور مالی اتوماتیک ایجاد کردند و برگ برنده شان نیز همین بود.یک استارتاپ بودند و باید سعی و خطا می کردند. نیاز مشتریان یک نرم افزار خاص اما خیلی پیچیده نبود. ایشان برای شرکت هدف گذاری کردند و مشاور حقوقی و حسابدار گرفتند.
 از نرم افزار خودشان در شرکت استفاده می کردند.سال اول ماهی ۲-۳ نرم افزار فروش می رفت. هدفشان تا ۵ سال این بود که “هرجا می روی هلو در دسترس باشد” که بعد از ۴ سال این هدف محقق گردید.
در یک دوره مدیریت استراتژیک شرکت کردند و در کنار آن، کتاب های مدیریتی را مطالعه می کردند و به این مسائل علاقمند شدند و در یک دوره MBA حضور یافتند. و متوجه شدند که علت ترک کار برخی کارکنان، به خود ایشان بر میگردد و در نتیجه ایزو را به صورت کامل مطالعه کردند و یک تیم تشکیل دادند و دو سال پیاده سازی ایزو برای شرکت شان زمان برد تا فرایندها را به طور کامل تحت کنترل در بیاورند.

شرکتشان شامل ۳۰ تا ۴۰ نفر پرسنل IT و بقیه صنایع بودند. سال ۸۵ و ۸۶ ، تیراژ شرکت به بالای۱۰۰۰ رسید و در پی آن، شرکت را paperless کردند. وقتیکه کار روی تیراژ رفت، درگیر تشکیلات شرکتی شدند و با مدیریت صحیح باید کار جلو می رفت. در حال حاضر آن شرکت به هولدینگی با ۷ شرکت و ۳۰۰ نفر پرسنل و ۵۰۰ نمایندگی که در مجموع،بیش از ۱۰۰۰ نفر در آن شاغلند، تبدیل شده است. نرم افزار ایشان، اکنون ۵۰۰ هزار نفر کاربر دارد. که تندیس حمایت از مصرف کننده را برای پنجمین سال متوالی دیافت مرده است.

سال۹۱-۹۰ علاقمند به ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد شدند و به صورت اتفاقی با رشته مدیریت تکنولوژی آشنا شدند.سال ۹۲ با ورود به دانشگاه علم و صنعت, تحولی در زندگی ایشان رخ داد.به طور مثال, واحد کارآفرینی راه اندازی کردند، در تولیدشان تغییراتی دادند و درس مدیریت تولید برایشان خیلی موثر بود و معتقدند که انطباق دادن صنعت با دانشگاه بسیار اهمیت دارد مثلا مبحث مهندسی همزمان. ایشان مدیریت تولید دو حلقه ای با مهندسی همزمان را در شرکت پیاده سازی کردند.
درس های کارآفرینی، منابع انسانی و نوآوری خیلی برایشان کاربرد داشت.اسم هلو جای سوال برای همه ایجاد می کند و نوعی روش تبلیغ است. اسم هلو با ایده ظاهر زیبا و هسته محکم به وجود آمده است.

برای کارآفرین شدن نخصص به معنای مهارت لازم است اما تخصص به معنی تحصیلات دانشگاهی نیست اما تحصیلات در این امر کمک کننده است. علت دیگر انتخاب اسم هلو برای نرم افزار این بود که همه فکر کنند که کار با آن آسان است.
برای کارآفرینی به ایده – حمایت از ایده – حمایت از کار مدیریتی – حمایت برای ورود به بازار لازم است.
در بحث کارآفرینی، پوست کلفتی در تمام مراحل لازم است اما تخصص عشق شما برای ادامه کار است.
کارآفرینی به شخصیت فرد بر می گردد و علاقه در تعیین مسیر مهم می باشد.
باید برای کارآفرینی، یک مساله را پیدا کرد و آنرا حل نمود.
نرم افزارهای حسابداری آن زمان عمومی بودند اما نرم افزار ایشان، بر اساس نیاز خاص مشتری ایجاد شده بود. اصناف مکانیزه نبودند و باید برند را جا می انداختند.
رقیب پیدا کردن یک شانس است و باید رقیب را مطالعه نمود و سعی کرد بهتر بود. اگر رقیب انسان، بهتر باشد، فرصتی برای جلو افتادن را به فرد می دهد و واقعا کمک کننده است. جسارت و ریسک بسیار اهمیت دارد. اگر نرویم، می بازیم.
به درس به عنوان چالش نگاه می کردند و سعی می کردند آن را حل کنند. معتقدند که هر شکستی، پایه ای برای یادگیری است بطوریکه چند مورد از استارتاپ های خودشان نیز با شکست مواجه شده است.
در حال حاضر، برنامه ریزی استراتژیک شرکت را کوتاه مدت تر انجام می دهند زیرا محیط پایدار نیست و معتقدند که هرکاری که در شرکت انجام می گیرد باید بلد بود.
اولین بار که نرم افزارشان با شکست مواجه شد، ۱۰ تا ۱۵ شب نخوابیدند (سال ۸۲) و دیدند که CD نرم افزارشان با قیمت کمتر در بازار به فروش می رسد لذا یک پرونده حقوقی به نام امپراطور تشکیل دادند و این پرونده با موضوع کپی رایت بود و نتیجه آن جمع شدن یک سوم نرم افزارهای تقلبی بازار بود. چندن بار این اتفاق افتاد و هر بار با پیگیری ها، نرم افزارهای تقلبی جمع شد. از نسخه شماره ۶ نرم افزارشان به بعد، نرم افزار از نظر قفل و فنی قوی تر شد و بالاخره نرم افزارشان غیر قابل هک شد.
رمز موفقیت شان را داشتن تعهد می دانند.
موضوع پایان نامه خود را “آینده پژوهی نرم افزارهای حسابداری در ایران” انتخاب کردند.

ایشان هنوز در حال یادگیری هستند و به همین دلیل، مشکلات برای ایشان جالب است.
شرکت سایه مدیرانش است، اگر مدیران ساده فکر کنند، سازمان ساده می شود و اگر پیچیده باشند، سازمان پیچیده می گردد
کل دنیا نگرش است، به خود افراد بر می گردد که لذت ببرند یا سخت بگیرند .

لینک دانلود صوت نشست شماره ۱۴:http://s8.picofile.com/file/8314458392/20_02_1396_Eng_Shahram_Shakuri_Experience_Exchange_low_q.mp3.html

لینک دانلود تصاویر و پاورپوینتهای ارائه شده در نشست:http://s8.picofile.com/file/8314475226/14.rar.html

 

 

بدون نظر

ثبت دیدگاه