m
به کانال تلگرام ما بپیوندید
به کانال تلگرام ما بپیوندید
بالا

وبلاگ

نشست شماره ۳۷ – مهندس سید مهدی احمدپناه

یاد بگیریم که یاد بگیریم!

در نهم خردادماه ۱۳۹۷ آخرین نشست انتقال تجربه ترم جاری به پایان رسید. در این نشست مهندس احمدپناه که به گفته خود ایشان، بزرگ شده کارآموزی هستند، تجربیات خود را با بازار کار به اشتراک گذاشتند.

ورودی ۷۳ کارشناسی مهندسی صنایع و ورودی ۸۳ کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی دانشگاه علم و صنعت

به این موضوع معتقد بودند که باید زود ازدواج کرد. اما برای ازدواج نیاز به کار هست و اینجا یک جرقه در ذهن ایشان ایجاد شد که باید زودتر وارد بازار کار شوند. مهندسان صنایع باید موازی تئوری درگیر تجربه شوند. کلاس اقتصاد داشتند و می خواستند در مرکزی کنار دکتر باباخانی مشغول به کار شوند. یک روز مهندس رمضان نیا سر کلاس به پیاده سازی یک نقشه در کارخانه اشاره کردند که توجه ایشان را جلب کرد. در کارگاه ماشین افزار که مهندس را دیدند بی اختیار دستگاه را خاموش کرده و از ایشان درخواست کارآموزی کردند. به همراه یکی از دوستان خود به کارخانه واقع در اندیشه رفتند. سال ۷۵ هم ایشان در آن کارخانه به عنوان مدیر برنامه ریزی استخدام شدند. ۳ روز در هفته کار می کردند و سه روز هم دانشگاه می رفتند. از همان موقع ترم سه و چهار کار مهندسی صنایع می کردند و این موضوع باعث شد تا سه دست آورد برای آنان داشته باشد:

۱)کسب تجربه در کنار دروس تئوری

۲) شناخته شدن به عنوان انگشت شمار دانشجویانی که از ترم پایین در صنعت هستند.

۳)تقویت خودخوانی دروسی که به مهارتشان در بازار کار نیاز داشتند.

درس ارزیابی و کار و زمان را عینا در کارخانه پیاده کردند. یک شب به کمک دوست خود دو لودر گرفتند و خط تولید را از بین بردند و خط تولید جدیدی با تولید۴۰۰ دستگاه ماشین –به جای رقم ۱۵۰ دستگاه با خط قدیمی- احداث نمودند.

سوال: اینکه ما مهندس صنایع هستیم ولی ما را مهندس صنایع نمی دانند یعنی چه؟

یعنی که با تجربه ترین افراد هم می توانند اشتباه کنند و شکست بخورند و نباید اجازه داد تا شکست جلوی حرکت ما را بگیرد. با مدیری در همان کارخانه روبرو بودند که ارباب منشانه کار می کرد و به دیگران به خاطر اشتباهاتشان خرده می گرفت اما به ایشان کار نداشت چون وی را کارآموز می دید. این قبیل موضوعات برای ایشان تجربه شد.

«در بین مهندسی ها جامعترین آنها مهندسی صنایع است. مهندسان صنایع باید دو تا مهندسی بگیرند. دومین مهندسی که باید بگیرند تخصص در زمینه ایست که با آن کسب و کار را پیش خواهند گرفت. در هر حوزه ای که می توانید درگیر کار شوید، درگیر شوید.»

ایشان در پاسخ این سوال که اگر به گذشته بازگردم چه می کنم؟ گفتند: در بیست سال تجربه خود در صنعت تقریبا راهنما نداشتم و خیلی جاها خیلی از کارها را با خلاقیت خودم حل کردم. این موضوع گرچه خلاقیت را در من تقویت کرد، اما باعث شد گاهی کارهایی که دیگران کرده اند را باز تولید کنم. اگر کسانیکه تجربه داشتند، در کنارم بودند، قطعا سرعت پیشرفتم بیشتر از این می شد.  مدیر استراتژی شرکت عالیفرد افزود: ای کاش در دوران جوانی بنا به ضرورت رزومه در شرکتهای بزرگتر کار می کردم و در دوران بزرگسالی بیشتر به سمت sme ها (بنگاه ها یا کسب و کارهای کوچک و متوسط) می رفتم.

در این هنگام دکتر محمدعلی شفیعا دانشیار تازه بازنشسته شده دانشگاه علم و صنعت این موضوع را مطرح کردند که « در دوران کاری خود دانشجویانی که دارای تنوع کاری و تجربی هستند، امتیازهای بیشتری دارند تا دانشجویانی که به صورت عمقی فقط در یک زمینه مشغول به فعالیت هستند.» آیا این درست است؟

سی و هفتمین مهمان نشستهای انتقال تجربه در پاسخ به این سوال گفت: “خودم به شخصه شاخه شاخه کار کردم و قبول دارم که کسانی که دارای تنوع مهارت هستند، بهتر از دیگران از پس چالشهای سازمان بر می آیند.”

مهندس احمدپناه در پاسخ به سوال فراگیر و مهم دانشجویان مبنی بر اینکه «چرا بعضی دروس را در دانشگاه باید بخوانیم؟» گفت: باید بیشتر از آنکه آمار بخوانیم، یادبگیریم که یادبگیریم. در کلاس مهارتهای عمومی مدیریت بیشتر از دکتر شفیعا آموختم تا تحقیق کنم. در کلاس تفکر جانبی دکتر جعفری یادگیری فن بیان استاد برایم مهمتر بود. علم متحول می شود و ممکن است آنچه در دانشگاه می خوانیم به اصطلاح بیات شود؛ اما، باید آموخت تا آنها را هر زمان پخته کرد. اگر نمی دانیم که چرا باید برخی دروس را بخوانیم باید به دنبال دلیل آنها بگردیم. نباید به دلیل اینکه حرفه ی ما فنی است، پس آن قسمت مغز که برای مسائلحفظی است را رها کرد(دروس معارفی).

کارآموزی:

ایشان در خصوص کارآموز گفتند: بارها به کاراموز ها گفته ام که از آنها بلد بودن نمی خواهم اما از آنها پشتکار و استعداد را طلب دارم. به آنها می گویم که اگر می خواهند از فرصت و فضای به دست آمده برای پیشرفت استفاده کنند، بیایند اما اگر می خواهند فقط ساعت بگذرانند من همین ابتدای کار برگه کارآموزیشان را امضا می زنم.

توصیه به دانشجویان:

به دانشجویان توصیه می کنم که برای خود چشم انداز داشته باشند و به دنبال علایق خود بروند. درسهایی که راحت تر یاد می گیرید و کلاس درسهایی که متوجه نمی شوید که چگونه ساعت می گذرد همه نشاندهنده علایق شما هستند. به ERP و BI توجه کنید چون در صنعت مهم هستند. کنترل پروژه و کنترل کیفیت آماری درآمدزا هستند.

سه صنعت مهم نامبرده شده از دیدگاه مهندس احمدپناه:

۱٫موقعیتهای استارتاپی : نیازمند سرریز شدن توسط قشر جوان جامعه است.

۲٫ FMCG (کالاهای پرگردش): بعد از صنعت خودرو بالاترین گردش مالی را داراست و بر اساس رقابت است.

۳٫صنایع داده(DATA) و دیجیتالی: به کسانی که به آمار و احتمالات علاقه مندند توصیه می شود.

بزرگ شده کارآموزی در پایان سخنان خود را با جملاتی از لویی پاستور – که نخستین بار بر تابلوی اتاق انتظار یک شرکت که برای کاراموزی به آن جا مراجعه کرده بودند، دیدند – به اتمام رساندند.

در هر حرفه اي كه هستيد نه اجازه دهيد كه به بدبينيهاي بيحاصل آلوده شويد و نه بگذاريد كه بعضي لحظات تاسف بار كه براي هر ملتي پيش ميايد شما را به ياس و نا اميدي بكشاند . درآرامش حاكم بر آزمايشگاهها و كتابخانه هايتان زندگي كنيد 
نخست از خود بپرسيد 
(( براي يادگيري و خودآموزي چه كرده ام ؟)) 
سپس همچنان كه بيشتر ميرويد بپرسيد 
(( من براي كشورم چه كرده ام ؟))
و اين پرسش شادي بخش را آنقدر ادامه دهيد تا به اين احساس شاديبخش و هيجان انگيز برسيد كه شايد سهم كوچكي در پيشرفت و اعتلاي 
بشريت داشته ايد 
اما هر پاداشي كه زندگي به تلاشهايمان بدهد يا ندهد هنگامي كه به پايان تلاشهايمان نزديك ميشويم هر كداممان بايد حق آن را داشته باشيم كه 
با صداي بلند بگوييم 
(( من آنچه در توان داشته ام انجام داده ام ))

براي چيزي كمتر از بهترين بودن نبايد تلاش كرد

لویی پاستور

با آرزوی موفقیت برای مهندس احمدپناه، اساتید و دانشجویان

با تشکر از تمام کسانیکه در دومین دوره نشستهای انتقال تجربه یاری رسان بودند.

بدون نظر

ثبت دیدگاه