m
به کانال تلگرام ما بپیوندید
به کانال تلگرام ما بپیوندید
بالا

وبلاگ

نشست شماره ۳۲ – دکتر عباس شیخ ربیعی

یک مدیر کار نمی کند؛ یک تیم کار می کند. باید به این نتیجه رسید که مدیر به فکر ماست.

• خلاصه ای از سوابق تحصیلی و کاری:
در حال حاضر ترم سوم دکترای مدیریت دانشگاه علامه طباطبایی هستند. از ۵ سال قبل در مجموعه های علمی کاربردی
تدریس می کردند که در حال حاضر مشغول به آن نیستند. در سال ۱۳۷۷ وارد بخش Material Handling ایران خودرو
شدند و تا سال ۱۳۸۷ رئیس کل برنامه ریزی ساپکو بودند. سال ۸۷ وارد بخش خرید شدند و از سال ۸۹ تا ۹۲ مدیر بخش
فروش(صادرات) شدند و بعد از آن به فعالیت در قسمت خرید بازگشتند.
• خلاصه ای از نکات مطرح شده توسط مهندس شیخ ربیع:
دروس تئوری مهندسی صنایع و کاربرد آنها:
صددرصد از تمامی دروس نمیتوان استفاده کرد ولی به کمک دروس تئوری کارها مهندسی تر می شود. تمام درسهایی که
در مهندسی صنایع می خوانیم کاربردی هستند؛ نظیر: کنترل موجودی،کنترل کیفیت آماری، کنترل پروژه. گاهی اوقات که
مشکلاتمان حل نمی شود به این دلیل است که به تئوری ها توجه نداریم.
نحوه برخورد بازار کار با ارتقای تحصیلی:
در یک مقطع در ساپکو شاهد بودند که چند نفر از مقطع دیپلم و فوق دیپلم تحصیلات خود را ارتقا داده بودند و توقع
افزایش حقوق داشتند. جلسه ای ترتیب دادیم و در آن تعیین کردیم که یک ارتقا را می پذیریم علت ان هم این بود که
افرادی که ارتقای تحصیلی پیدا می کنند بعدا دیگر حاضر به ادامه فعالیت در همان پست قبلی خود نیستند و از طرفی
حقوق اضافه هم می خواهند؛ در حالیکه سازمان باید به فکر جذب نیروی جدید به جای آنها و به تبع پرداخت حقوق به
آنها باشد! به طور کلی باید بیرونش شما را موجب کند که بروید یا تحصیل کنید یا نیاز احساس کنید که فلان دوره را
ببینید.
 استخدام:
جذب پروسه دارد. باید دید که شخص الف چه ویژگی دارد ک شخص ب آن را ندارد. در حال حاضر دانستن زبان انگلیسی
کاملا عادی است. ارتباط گیری با افراد مختلف و تعامل با آنها، تقویت مهارتهای اجتماعی)برخورد با افراد جدید( بسیار در
امر استخدام تاثیر گذارند.
 تجربیات موفق در حوزه مدیریت منابع انسانی:
تجربه موفق ۱ :
یک روز که از خانه بر می گشتم چند شاخه گل خریدم و فردا صبح سرکار به هرکدام از کارگرها یک شاخه گل
دادم. روز بعد آنها را به گروه های ۳ نفره تقسیم کردم و به هرگروه یک دسته گل دادم. گفتم هرکدام خوبی های
هم تیمی خود را بنویسد و بگوید. برای یکی پنج ویژگی خوب شد برای دیگری سه ویژگی برای یکی ده ویژگی.
بعد گفتم به بهترین فرد در گروه خود این دسته گل را هدیه دهید. نتیجتا همه از ویژگی های هم باخبر می شدند
و به نوعی اعتمادسازی می شد.
 تجربه موفق ۲ :
در موارد زیادی مواجه شدم با اینکه ضعف اطلاعرسانی در سطوح مختلف سازمانی زیاد است. برای رفع این مشکل
آنهارا جمع می کردم و برایشان از توقعات و برنامه ها می گفتم. به آنها کتاب هدیه می دادم و روزهایی که کارمان
سبکتر بود جمعشان می کردم و در سالن جلسات زمان می گرفتم و به آنها تندخوانی می آموختم. سری بعد
کتابهای دیگر. مطالعه برای کسانیکه در صنعت هستند بسیار مهم است. باید خود را بروز کرد.
 تجربه موفق ۳ :
در ساپکو بین بخشهای مختلف از نظر پیشنهاددهی مناسب رده بندی وجود دارد. رتبه ما بین سایر بخشها ۴۰ بود.
یک روز کارکنان را جمع کردم و گفتم ما نمیدانیم چه می خواهیم! بیاییمابتدا ببینیم که چه نمی خواهیم. گفتم
از در ساپکو که وارد می شوید، چه چیزی شما را اذیت می کند؟ هنوز وارد ساپکو نشده بودیم که لیستی از نخواسته
ایجاد شد و رتبه ما پس از آن به ۲۰ ارتقا پیدا کرد.

بدون نظر

ثبت دیدگاه